مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
799
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 507 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 511 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص ( 147 - 140 ) و 178 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 703 . قديرى ، محمد حسن ، البحث فى رسالات عشر ، ص ( 390 - 389 ) . مميّزات صدور ر . ك : مرجح صدورى منابع اجتهاد امور مورد مراجعه مجتهد براى استنباط حكم شرعى منابع اجتهاد ، منابع و مصادرى است كه مجتهد براى استنباط احكام به آنها رجوع مىنمايد . فقهاى مذاهب اسلامى درباره منابع اجتهاد ، ديدگاههاى گوناگونى دارند ؛ بيشتر فقهاى اماميه ، كتاب ، سنت ، اجماع و عقل را منابع اجتهاد مىدانند ، اما اخبارىها ، از علماى شيعه ، تنها كتاب و سنت را پذيرفتهاند و بعضى از آنها « سنت » را تنها منبع مىدانند . فقهاى حنفى منابع اجتهاد را شامل ، كتاب ، سنت متواتر ، اقوال صحابه ، اجماع صحابه ، قياس ، استحسان و نظر عرف مىدانند . فقهاى مالكى ، كتاب ، سنت ، اجماع اهل مدينه ، مصالح مرسله ، قول صحابى غير مستند به رأى ، و قياس منصوص العلة را به عنوان منابع اجتهاد پذيرفتهاند . فقهاى شافعى ، از كتاب ، سنت ، اجماع ، قياس مستنبط العلة ، قياس تشبيه و تمثيل به عنوان منابع اجتهاد نام مىبرند . فقهاى حنبلى ، منابع اجتهاد را كتاب ، سنت ، قياس منصوص العلة ، قياس تشبيه ، تمثيل و فتاواى صحابه مىدانند و علماى مذهب ظاهرى ، به كتاب ، سنت و اجماع معتقدند ، هرچند براى اجماع پس از عصر خلفا نيز ، جايگاهى قائل نيستند . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص ( 4 - 3 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، ادوار اجتهاد ، ص 24 . مناسب وصف ملازم حكم در قياس و متناسب با آن مناسب يا مناسبت ، از مسالك علت بوده و در لغت ، به معناى ملايمت و سازگارى و در اصطلاح اصولىهاى اهل سنت ، وصفى است كه همواره همراه حكم بوده ( اطراد ) و علاوه برآن ، بين حكم و آن وصف ، مناسبتى نيز وجود دارد ؛ يعنى حكم به موضوعى كه اين وصف را دارد موجب برآورده شدن مقاصد شارع مىگردد و منفعتى را براى مردم جلب و يا مفسدهاى را از آنها دور مىكند ، مانند : حكم حرمت براى خمر به خاطر وصف « اسكار » كه وصف مناسب است ، زيرا حكم حرمت ، به موضوعى كه اين خاصيت را دارد تعلق گرفته است ؛ به بيان ديگر « اسكار » علت حرمت است و شارع از طريق حكم حرمت ، مفسدهاى را از مردم دور مىنمايد . « ابن حاجب » وصف مناسبى را كه صلاحيت عليت براى حكم دارد ، اينگونه تعريف نموده است : « هو وصف ظاهر منضبط يحصل عقلا من ترتيب الحكم عليه ، ما يصلح ان يكون مقصودا من جلب منفعة او دفع مضرة » . « 1 » توضيح آنكه : از ديدگاه « ابن حاجب » وصف مناسب ، داراى شرايط ذيل مىباشد : 1 . وصف مناسب ، وصفى است كه ظاهر بوده و در آن خفا وجود ندارد ، مانند : ايجاب و قبول كه وصف مناسب براى بيع بوده و لازمه آن رضايت به معامله بيع است ، ولى رضايت چون خفا دارد وصف مناسب نيست . 2 . وصف مناسب ، منضبط است ؛ يعنى به اختلاف اشخاص ، زمانها و مكانهاى مختلف تغيير زيادى پيدا نكرده و متفاوت نمىشود ؛ بر خلاف وصف مضطرب ، مثل : وصف مشقت نسبت به وجوب نماز قصر در سفر ، زيرا مشقت در مسافرتهاى دور و يا نزديك ، و براى افراد سالم يا مريض ، و پير يا جوان تفاوت زيادى پيدا مىكند . 3 . برآن وصف ، مصالح و يا مفاسدى مترتب مىگردد كه عقل آن را درك نموده و حكم مىكند كه شارع به خاطر حفظ مصالح به آن حكم نموده است ؛ يعنى براى جلب مصلحت ، آن را واجب و يا براى دفع مفسده ، آن را حرام نموده است ، و اين همان مناسبت بين حكم و وصف است كه سبب مىشود وصف ، علت حكم قرار گيرد . نكته اول : فرق وصف مناسب با وصف شبهى و اطّرادى اين است كه وصف مناسب در مرتبه بالاتر از وصف شبهى ، و وصف شبهى در مرتبه بالاتر از وصف اطّرادى قرار دارد ، زيرا در هر سه وصف ، اطّراد ملازمه وجودى بين حكم و وصف يا سلامت از نقض وجود دارد ، اما در وصف شبهى ، علاوه بر اطّراد ، اين خاصيت وجود دارد كه شارع در بعضى از احكام به آن توجه كرده و حكم را برآن مترتب نموده است ؛ به بيان ديگر ، در وصف شبهى ، مناسبت بين حكم و وصف وجود ندارد ، اما اين كه شارع در بعضى از مواقع حكم را بر اين وصف مترتب نموده است ، نشاندهنده اين است كه اين وصف به تبع عنوان ديگرى با حكم مناسبت دارد و ازاينرو مناسبت تبعى با حكم دارد ؛ بر خلاف وصف مناسب كه مناسبت ذاتى با حكم دارد ؛ براى مثال ، بعضى علت وجوب نيت را در تيمم ، طهارت بودن تيمم دانستهاند ، درحالىكه طهارت وصف شبهى است ، زيرا در طهارت از نجس ، نيت لازم نيست ، اما از آنجا كه طهارت از
--> ( 1 ) . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 677 .